به گزارش خبرنگار فرهنگی سراج24، پس از هیئت ملی نقد آمریکا این بار نوبت به حلقه منتقدین نیویورک رسید تا برترینهای سینمای سال 2016 را انتخاب کنند. «فروشنده» آخرین ساخته اصغر فرهادی نتوانست نظر منتقدین نیویورک را جلب کند و بنابر این از دریافت جایزه محروم ماند.
پیش از این جایزه، جایزه گوا در هند هم برپا شد. ایران در این جشنواره حضور پررنگی داشت. «لانتوری»، «فروشنده»، «دختر»، «مالاریا»، «رفتن» و ... همه حضور داشتند. علاوه بر فیلم «دختر» که تنها نماینده ایران در بخش مسابقه رسمی این رویداد سینمایی بود، ۱۹ فیلم دیگر ایرانی در بخشهای دیگر این جشنواره اکران شدند.
«دختر» در بخش اصلی این جشنواره با ۱۴ فیلم از کشورهایی چون آمریکا، هند، روسیه، چک، کانادا، ترکیه و لهستان رقابت کرد. در نهایت «دختر» اثر سید رضا میرکریمی جایزه طاووس طلایی بهترین فیلم جشنواره و طاووس نقرهای بهترین بازیگر مرد چهل و هفتمین جشنواره بینالمللی فیلم گوا- هند را کسب کرد. پیش از این آخرین ساخته میرکریمی در جشنواره مسکو هم حضور پیدا کرده و جایزه گئورگ طلایی بهترین فیلم از نگاه تماشاگران و جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را دریافت کرده بود.
حالا این فیلم وارد شبکه نمایش خانگی نیز شده است. دختر توانست در جلسه 23 آبان شورای پروانه نمایش خانگی، نظر اکثریت اعضا را جلب کند و وارد خانههای مردم شود.
دختر شبیه آثار دیگر میرکریمی فیلمی آرام و بی سر و صداست. یک درام آرام اجتماعی که حرفش را به آهستگی میزند و هیچ نمایش اضافهتری ندارد. فیلمهای میرکریمی مثل خودش اهل داد و بیداد نیستند؛ مثل دانشآموزی که تا آخر ترم ساکت است و ارتباطی با کسی ندارد اما ناگهان از جا بلند میشود، چیزی را آرام میگوید و همه را به فکر فرو میبرد و مینشیند!
داستان دختر تقریبا چنین چیزی است. داستان دختر مسئله ارتباط نسل ها و دغدغه جواب گویی به کسی است که هم نسل تو نیست، با تو فاصله دارد اما همیشه با آن ارتباط داری؛ داستان کسی است مثل دخترِ انسان.
ماهور الوند در نقش «ستاره» بازیگر اصلی این فیلم است. فرهاد اصلانی نقش پدر ستاره را بازی میکند و همراه با او در ایجاد داستانی پر کشش همراه میشود.
ستاره یک دختر جنوبی است که در آبادان زندگی میکند. یکی از همدانشگاهیهای او در تهران جشنی ترتیب داده تا با دوستانش خداحافظی کند و برای ادامه تحصیل به خارج از کشور برود. ستاره هم یکی از دعوت شدگان است اما پدرش با سفر او به تهران مخالفت میکند.
این پایان ماجرا نیست.ستاره تصمیم میگیرد بدون اجازه پدرش و بدون اینکه او متوجه شود به تهران برود. برای صبح زود بلیط تهران را میگیرد و قرار است عصر همانروز قبل از رسیدن پدرش به خانه با پرواز دیگری به آبادان برسد و در خانه باشد.
ستاره به قرارش میرسد و با دوستانش در تهران همراه میشود. یک روز شاد را با دوستانش سپری میکند درحالی که پدرش همچنان در بخش تعمیرات پالایشگاه آبادان مشغول به کار است. همه چیز خوب و حساب شده پیش میرود. دوستان ستاره او را به فرودگاه میرسانند تا به پرواز برگشتش برسد؛ اما یک اتفاق غیر قابل پیشبینی همه چیز را به هم میزند و نقطه عطف اول داستان را رقم میزند. ستاره در فرودگاه متوجه میشود که بدلیل وضعیت بد آب و هوایی پروازش لغو شده است. او مات و مبهوت میشود و دیگر «دخترِ» داستان فقط به یک چیز فکر میکند: «پدر».
داستان تازه از اینجا شروع میشود و همه سعی میکنند رفتار پدرش را پیش بینی کنند. یعنی او با ستاره چه کار خواهد کرد؟ پدر با خودروی شخصی اش شبانه راهی تهران میشود. هیچ چیز از رفتار او را نمیتوان در کارها و چهرهاش پیش بینی کرد.
فیلم میرکریمی در جشنواره فجر خودمان هم بسیار سر و صدا کرد. در هفت بخش از جشنواره فیلم فجر هم نامزد دریافت جایزه شد.
از میرکریمی پرسیده شد که اگر جای پدر ستاره بود چه میکرد؟ او گفت که واقعا نمیداند و اصلا این فیلم مسئله خودش است که در قبال چنین مسئلهای چه باید کند؟ آیا اجازه بدهد دخترش از آبادان به تهران بیاید؟ اگر اجازه ندهد و دخترش مثل ستاره سرکشی کند چه؟ چه کار باید کند؟
داستان خانواده و تربیت، مسئله تمام آدم هاست. همه دوست دارند در نگاه دیگران خوب باشند، مخصوصا در نگاه خانواده و فرزندشان. اما موافق بودن و همیشه همساز بودن همان تربیت درست است؟ یعنی اگر پدری با چیزی مخالفت کند، پدر بدی است؟
همه اینها داستان و سوالهای متعدد میرکریمی است. او البته در سکانس آخر فیلمش یک پاسخ اساسی میدهد و نشان میدهد که ممکن است این دختر سر ناسازگاری بگذارد و گاهی سرکشی کند اما به سنت ها هنوز هم وفادار است.
توجهات متعددی که به فیلم میرکریمی در جشنواره های داخلی و خارجی شده است نشانگر بحران تربیت و رابطه است. رابطه برای نوع آدمی مهم است، ایرانی و غیر ایرانی، مسلمان و غیر مسلمان ندارد. یعنی یک مسیحی، زرتشتی و یهودی هیچ وقت در موقعیتی قرار نمیگیرد که به دخترش «نه» بگوید یا حتی مجبور شود که فرزندش را اقناع کند؟ همه این توجهات بیانگر اهمیت خانواده و تربیت در دنیا است. خانوادهای که حالا اولا تشکیلش و دوما ادامهاش در جهان تبدیل به یک بحران بزرگ شده است. بحران عاطفه و مهرورزی دردی مشترک میان مردم دنیاست، رابطهای سراسر عاطفه و عشق بدون نگاه ابزاری تبدیل به یک آرزو برای بسیاری از مردم دنیا شده است.



